آدرس : قم - بعد از عوارضی، نرسیده به میدان 72 تن ، داخل شهربازی قم، سالن جمعیت احیای انسانی کنگره 60

برگزاری جلسات آموزشی خصوصی ویژه آقایان مسافر :روزهای یکشنبه و سه شنبه  از ساعت 17 الی 20

برگزاری جلسات آموزشی خصوصی ویژه خانمهای همسفر:روزهای شنبه از ساعت 15:30 الی 18:30

برگزاری جلسات عمومی مسافران و همسفران :روزهای پنج شنبه از ساعت 17 الی 19

ساعت مشاوره : روزهای یک شنبه و سه شنبه وپنج شنبه از ساعت 15 الی 17

 

+ نوشته شده توسط وبلاگ نویسان نمایندگی قم در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 و ساعت 10:33 قبل از ظهر |

 

احتراما به اطلاع همسفران گرامی کنگره 60 نمایندگی قم میرساند :ساعت شروع جلسات خصوصی همسفران شنبه ها  ساعت 15:30 می باشد.

+ نوشته شده توسط وبلاگ نویسان نمایندگی قم در چهارشنبه نهم مهر 1393 و ساعت 4:44 بعد از ظهر |

لژیون ویلیام وایت روزسه شنبه مورخ 93/07/08 با استادی آقای پرويز بلاغي و دبيري آقاي ابوالفضل يزديان با دستور جلسه وادي اول و تاثير آن بر روي من  راس ساعت 16 آغاز به كار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

با تفكر ساختار ها آغاز مي گردد و بدون تفكر آنچه هست رو به زوال است. همه چيز اول با يك فكر و يا يك انديشه آغاز مي شود و براي هر كاري بايد اول فكر كنيم. اگر به چيزهاي خوب فكر كنیم خداوند ما را ياري مي دهد و اگر به چيز هاي بد فكر كنيم و به سمت تاريكي ها برويم باز هم خداوند ما را ياري مي كند. هر تفكري يك انرژي را از خود ساطع مي كند و انرژي در كائنات مي چرخد تا انرژيي كه با اين فكر يكي است را پيدا كند و همديگر را جذب كنند و اين فكر به خود ما بر مي گردد. فكر به ما كمك مي كند تا به نتيجه برسيم. بگذاريد برايتان يك مثالي كه در سي دي راز آمده را بگويم . شخصي منزلي مي خرد و در انباري خانه اش بعد از ساليان سال تابلويي را مي بيند كه قبل از خريدن خانه نقاشي كرده بوده است و هر روز به آن نقاشي نگاه مي كرده و در ذهنش تصويرسازي مي كرده ؛ جالب اينكه خانه اي كه خريده بوده كاملا شبيه نقاشي بوده است. تصويري كه نقاشي مي شود ذره ، ذره در ذهن پديدار مي شود و مي تواند اين تصوير خوب باشد يا بد. فكركنيم براي چي مي آئيم كنگره ؟ براي اينكه تغيير كنيم و تغيير ذره ، ذره است و به مرور زمان اتفاق مي افتد . براي تغيير- تبديل-ترخيص شدن بايد تصوير ذهني درست داشته باشيم. مثلا اول بايد به رهايي برسيم بعد خدمتهاي مختلف را تجربه كنيم بعد كمك راهنما شويم بعد راهنما شويم و .... اگر كوتاه فكر كنيم به مسائل كوتاه دست پيدا مي كنيم . از خدا بايد هميشه خواسته هاي بزرگ درخواست كنيم و بايد باور داشته باشيم كه به خواسته هايمان ميرسيم چه مثبت چه منفي.

+ نوشته شده توسط ابوالفضل در چهارشنبه نهم مهر 1393 و ساعت 12:0 بعد از ظهر |
 
در کنگره 60 بود که عشق و محبت واقعی را یاد گرفتم
 

لطفا خودتان را معرفی کنید:
من آرزو خلجی هستم، همسفر محمود؛ آنتی ایکس مصرفی مسافر من تریاک بود. ایشان با روش DST و با داروی اپیوم به درمان رسید و در حال حاضر مدت هشت سال و هفت ماه است که از بند مواد مخدر رهاست...

تهیه مصاحبه: همسفر اکرم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط همسفر بصیری در چهارشنبه نهم مهر 1393 و ساعت 9:7 قبل از ظهر |

جلسه سوم از دور نهم کارگاهای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی قم مورخ 93/7/8 روزهای سه شنبه با دستور جلسه" وادی اول و تاثیر آن روی من" با استادی آقای علی معارف وند و نگهبانی آقای مجتبی حائری و دبیری آقای حمید موحدی راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

 با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر  آنچه هست رو به زوال می رود. اگر بخواهیم بدانیم تفکر چیست ؟ تفکر یک حرکت درونی از یک مجهول به طرف معلوم است.هر چه درجهان وجود دارد  یک نوع ساختار است. من چگونه به زندگی نگاه می کنم و چگونه زندگی میکنم این یک ساختار است.اگر من در زندگی به دروغ ،طمع و حرص فکر کنم یا برعکس به چیزهای خوب فکر کنم زندگی ما را این ساختارها تشکیل می دهند. چگونه ساختار تشکیل می شود؟اول فکر می کنیم و بعد همه چیز در ذهن تشکیل میشود و در دنیای بیرون ظاهر می شود.به طور مثال منبتکار ابتدا در ذهن خود نقش مورد نظر را می سازد، بعد هم شروع به کار می کند و تفکر همراه با القا،احیا و تحرک است. در وادی هم آمده است: همه چیز مثل صفحه ی سفید نقاشی است کم کم تصویر پیدا می شود و از معنی آن هم خوب و بد و زشت و زیبا پدیدار می شود.  این وادی به ما می گوید ما کجا هستیم و به کجا میرویم؟ آیا ما در زمان مصرف فکر می کردیم ؟ هم فکر می کردیم و هم فکر نمی کردیم نشانه اش از دست دادن داشته های مادی یا معنوی چه دانسته چه ندانسته.

در وادی اول ما نقشه راه خود را ترسیم می کنیم و می خواهیم راهی را برویم که دوباره بر نگردیم و باید نقشه ای بکشیم  که قابل اجرا باشد.نگاه واقع بینانه به اعتیاد فقط در کنگره 60 وجود دارد و نه هیچ جای دیگر و این نوع نگاه می گوید: فقط اراده به تنهایی حریف اعتیاد نیست و باید کارهای دیگری را انجام بدهیم. در ابتدا بخاطر افیونی بودن جسم و روانمان نتوانستیم درست فکر کنیم ،ولی باید از دیگران مشورت بگیریم ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم. خلقت چیست؟ سازمان و تشکیلاتی است  که همه چیز در آن با نهایت دقت برنامه ریزی شده است و در هر لحظه کنترل می شود و یک نیروی مافوق بر آن نظارت دارد. در نهایت برای رسیدن به رهایی از نیروی الهی مدد بخواهیم و این بستگی به خودمان و عملکردمان دارد. پاک ترین انسانها نزدیک ترین افراد به نیروی مافوق  هستند.

 

+ نوشته شده توسط سهراب در سه شنبه هشتم مهر 1393 و ساعت 11:21 بعد از ظهر |

خداوند انسانی متعادل خلق کرده است اما بشر به روش ها و بهانه های گوناگون این تعادل حاکم را بر هم زده و هستی را با اختلالاتی مواجه کرده است.

 

انسان از دو بخش تشکیل شده ست که یکی صور آشکار است و دیگری صور پنهان...

بسیاری از چالش ها و مشکلاتی که برای انسان ایجاد می‌شود به خاطر عدم شناختش نسبت به صورآشکار و پنهان است.خداوند انسانی متعادل خلق کرده است اما بشر به روش ها و بهانه های گوناگون این تعادل حاکم را بر هم زده و هستی را با اختلالاتی مواجه کرده است.افراط و تفریط در هر زمینه ای آدمی را گرفتار می کند به عنوان مثال تعصب شدید کشیش های مسیحی در قرون وسطی و مخالفت شدید با علم و عقل و جنگیدن با دانشمندان و نابودی آنها باعث سالها عقب ماندگی اروپا از علم و تمدن بشری شد و یا قانون مجرد ماندن کشیش ها که فسادهای شدیدی به دنبال داشت.وقتی تعادل جامعه ای از بین رود عقل و منطق اجتماعی هم از بین خواهد رفت و جامعه سختی های بی ارزشی را برای خود و جوامع دیگر به همراه خواهد داشت.این برهم خوردن تعادل بسیار گسترده است و در حوزه های بسیاری انسان را دچار فشار و اختلال می کند.به عنوان مثالی دیگر می توان دانشمندان و اندیشمندان بزرگی چون زیگموندفروید و پروفسور هاووکینگ را نام برد، کسانی که خدمات بسیاری به جوامع بشری کردند اما متاسفانه به خاطر برخی افکار مادی گرایانه  علاوه بر خود جامعه ای را هم دچار فشار و استرس و یاس کردند.فروید معتقد بود که می تواند بسیاری از بیماری های روانی را درمان کند وی منکر خداوند بود و زندگی بشر را فقط محدود به حیات مادی می دانست و به همه نصحیت می کرد شاد زندگی کنید و برای شاد بودن به همه تجویز مصرف کوکائین می داد غافل از اینکه خودش در پایان عمر سخت افسرده و پریشان حال بود و نه تنها نتوانست بشر را نجات دهد بلکه خودش هم گرفتار پوچی و یاس شد و سرانجامش به خودکشی انجامید.و یا پروفسور هاووکینگ که بیش از سی سال با عنایت خداوند زندگی کرد کسی که در سن سی سالگی دچار بیماری ناعلاجی شد و تمام پزشکان ازش قطع امید کرده بودندو تنها صحبتش با یک کشیش، مبنی بر اینکه مرگ در  دستان خداوند است و کسی نمی تواند بگوید شما کی خواهید مرد، چراغ امید را در دلش زنده کرد و اکنون بیش از سی سال از آن اتفاق می گذرد و وی به حیاتش ادامه می دهد، و اکنون چند سالی ست که منکر وجود خداوند است و معتقد است که تمام اتفاقات حتی آنهایی را که ما الهی می پنداریم ریشه ی مادی دارد و با قوانین فیزیکی قابل توجیه است.بنظر شما چرا کسانی مثل هاووکینگ (طراح یکی از بزرگترین نظریات دنیا) اینگونه فراموشکار می شود؟اینگونه افراد شناخت درستی از خود ندارند و نه تنها صور پنهان بلکه صور آشکار خود را هم نمی شناسند.جدال بین نیروهای مثبت و منفی همواره در وجود آدمی حاکم و سلاح بین شان الهام و القا ست و اگر انسان صور آشکار و پنهانش را بشناسد و به آنها ایمان بیاورد زندگیش بر مدار تعادل پیش خواهد رفت و فرامین الهی را خواهد شنید...

 با احترام: همسفر راضیه

+ نوشته شده توسط همسفر بصیری در سه شنبه هشتم مهر 1393 و ساعت 7:55 قبل از ظهر |

سومین جلسه از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی قم روزهای یک شنبه مورخ 93/7/6 با دستور حلسه وادی اول و تاثیر آن روی من به استادی آقای اکبر علیرضایی و نگهبانی آقای اسماعیل یوسفی و دبیری آقای امیر درستکار راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

 

 

خلاصه سخنان استاد:

با تفکر ساختارها آغاز می گردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود.اگر دقت کرده باشیم مطالب موجود در وادی ها زایش دارند،با یکبار خواندن آنها به این مطلب پی نخواهیم برد.زایش یعنی بعد از هر بار خواندن، مطالب جدیدی برای ما آشکار می شود.وادی اول یا همان وادی نفکر،ریشه محسوب می شود.آقای مهندس گفته اند اگر شما از تمامی مطالب کنگره فقط یک مطلب را کاملا درک کنید و یاد بگیرید مخصوصأ از وادی اول برای من کافی است،حضرت مولانا می فرمایند:ای برادر تو همه اندیشه ای ، ما بفی تو استخوان و ریشه ای. ما همان چیزی هستیم که می اندیشیم.غمها و شادیهای ما ریشه اش در تفکرات ما است یعنی از تفکر ما است که گفتار و کردار ما بوجود می آید.با تفکر و فکر کردن هر ساختاری شکل می گیرد،مثلا برای ساختن یک صندلی ما باید اول فکر ساختن آنرا بکنیم.عملکرد ما ریشه در تفکر ما دارد،یک سفر اولی وقتی لباس سفید می پوشد یعنی تفکرش رهایی است ولی یک سفر اولی که بعد از جندین ماه سفر لباس سفید نمی پوشد تفکرش رهایی نیست یا کسی که قبل از ساعت پنج اینجا حضور دارد قطعأ تفکرش رهایی است و به فکر گرفتن گل رهایی از دستان آفای مهندس می باشد وبرعکس کسی که به فکر پوشیدن لباس سفید و به موقع آمدن به جلسه نیست ابدا به رهایی فکر نمی کند و به دنبال راه در رو می گردد.بطور کلی اگر ما بخواهیم صاحب امنیت و آسایش باشیم باید تفکر ما مثبت،خوب،انسانی و در صراط مستقیم باشد. ولی اگر کسی تفکراتش منفی باشد اتوماتیک وار صاحب ناآرامی میشود و زندگی اش جهنم می شود و به قول پروین اعتصامی:بس است اینهمه کار بی تدبیر کردن ، جوانان را به حسرت پیر کردن.تفکرات منفی انسان را پیر و زمین گیر می کند و انسات را از حرکت باز می دارد.

وادی اول این را میخواهد به ما بگوید که هر چیزی را که به هر دلیل از دست داده ایم دیگر تمام شده ولی از ابن به بعد باید با تفکر هر چه را از دست داده ایم دوباره به دست آوریم.وادی اول میگوید همه چیز مثل صفحه ی سفید نقاشی است و ترسیم کننده آن کسی نخواهد بود مگر شخص خودمان و ما هر چیزی در این کاغذ ترسیم کنیم در زندگی ما اتفاق خواهد افتاد.ما بایدیاد بگیریم که جیزهای قشنگ و مثبت بکشیم تا به امنیت و آرامش برسیم.در کنگره آرامش به یک مثلث تشبیه شده که هر کس بتواند در زندگی اش این مثلث را پیاده کند به راحتی میتواند از این مرحله عبور کند.1-تفکر ،2-به انجام رساندن تفکر(از قوه به فعل تبدیل کردن) ،3-فیزیک و قدرت بدنی.ورزش کردن باعث بالا رفتن قدرت بدنی می شود.به دو رشته ی ورزشی در کنگره بسیار تآکید شده (شنا و تیر اندازی) که باعث باز شدن فکر و بوجود آمذن تفکرات سالم می شود و چیز دیگری که که قدرت بدنی یک مسافر را بالا می برد سر ساعت دارو خوردن است.برای رسیدن به مرحله تفکر ما باید یک سری کارها را انجام بدهیم مثل القاء:هم نشینی با سفردومی ها یا مسافرینی که خوب سفر میکنند باعث القاء حس آنها به ما می شود.احیاء:از حی یا زنده شدن می آید و تحرک هم بعد از زنده شدن شروع میشود.خدا را شکر بستر و محیط ،با زحمت زحمتکشان مهیا و آماده است و ما می توانیم با تفکرات سالم و انجام به موقع وظایفمان به اهداف مورد نظر برسیم.

+ نوشته شده توسط حسن در دوشنبه هفتم مهر 1393 و ساعت 0:6 قبل از ظهر |

جلسه ششم از دور دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران نمایندگی قم روز شنبه مورخ   93/7/5 با دستور جلسه "وادی اول وتاثیر آن روی من" با استادی همسفر صبا و نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر الهام  راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

وادی ها درقالب چهارده قانون بنیادین از قوانین آفرینش که هر یک قوانین متعددی را به صورت آشکار و پنهان در خود دارند،شرح و بیان حقایق،به زبان قلم است.وادی ها همانند پلهای نیرومندی هستند که بر فراز دره های ژرف جهل و خودخواهی،تعصب و تکبر،ناامیدی و وحشت،تا از سقوطهای بی مورد و خطرناک جلوگیری نمایند.قوانینی که در وادیها هستند به منظور بازپس گیری گوهر ربوده شده جان آدمی طراحی گردیده اند،گوهری به نام عشق.

با تفکر ساختارها آغاز می گردد ،بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود.

همه انسانها برای پیدا شدن لازم است تفکر نمایند و نیروی القا ،احیا و تحرک هم موجود می باشد.شاید فکر کنیم مگر ما گم شده ایم و منظور از گم شدن چیست؟یعنی اینکه بفهمیم کجاییم و برای چه به این دنیا آمده ایم،هدف از خلقت ما چیست؟پاسخ دادن به این سوالات ما را به پیدا کردن خودمان نزدیک می کند.گاهی اوقات که مشکلات در زندگیم اوج می گرفت ،دلم به حال بدبختی خودم می سوخت و خودم را قربانی می دانستم.از راهنمایم سوال کردم چرا این همه سختیها برای من اتفاق می افتد؟راهنمایم گفت:گاهی اوقات شعبده بازی هستی این است که از آتش به بهشت برسی و گاهی از بهشت به جهنم.در روزهای سخت که حالم بد بود وقتی قرآن را باز می کردم مضمون بیشتر آیات این بود که صبر کن صبر کن.من داشتم برای ماموریتم آماده می شدم،مثل شخصی که تمرینات رزمی سختی را انجام می دهد تا در مبارزه ها قوی باشد.خداوند را شکر که تحت القا مثبت قرار گرفتم و کنگره در مسیرم قرار گرفت.کنگره تفکر مرا نسبت به خودم تغییر داد.من از نقش قربانی به یک حامی و معلم تبدیل شدم.کسانی که در آتش اعتیاد سوخته باشند بهتر قدر آموزشهای حیات بخش کنگره را می دانند.

لذت سوختن به تماشا نمی شود    آتش بگیر که بدانی چه می کشم

این آموزشها در قدم اول به من کمک می کند که خودم را پیدا کنم،خودم را نه مسافرم را.گاهی همسفران مراقب هستند که مسافرشان نقش خود را خوب بازی کند و از نقش خودشان غافل می شوند.ما باید خودمان را پیدا کنیم و این آغاز کشف حقیقت وجودیمان است.من نقش یک همسفر را دارم که می توانم مثل یک پرستار در کنار مسافرم باشم.بهترین خصیصه برای یک پرستار مهربانی و عشق است.از همان ابتدا که وارد کنگره می شویم، تصویر رهایی را در ذهنتان بکشیم و تمام تمرکزمان روی رها شدن باشد:رهایی از مواد و بعد رهایی از ضد ارزشها مثل قیاس،خشم،قضاوت،ناامیدی،...اگر خوب تفکر کنیم هدف ما از حضور در مدرسه زندگی ،یاد گرفتن است. اگر قدرت تشخیص یادگیری داشته باشیم حالمان خوب است.مثلا بگوییم از کنگره آمدن راضی هستم اگر مسافرم خوب سفر کند و حالش خوب باشد ،این یک انحراف بزرگ است.ما در کنگره حضور داریم که یاد بگیریم.تفکر مانند دارو نیست که هر وقت مسئله و یا مشکلی پیش آمد به سراغش برویم،بلکه عادت کنیم روزی یک کار با تفکر انجام دهیم تا ساختارها شکل گیرد.امیدوارم از همین امروز کلید زندگی متفکرانه را بزنیم و تا سال بعد حداقل ده درصد کارهایمان را با تفکر انجام دهیم و در نهایت بتوانیم تحت القائات نیروی الهی قرار بگیریم و تفکرمان الهی باشد و ما را به خداوند نزدیکتر گرداند.امیدوارم همه شما فرشتگانی شوید که صلح و دوستی را در دنیا وسعت دهند.

+ نوشته شده توسط همسفر بصیری در یکشنبه ششم مهر 1393 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |

یکمین جلسه از دوره پنجاه و یکم سری کارگاههای اموزشی جهانبینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه وادی اول و تاثیر ان روی من با استادی و نگهبانی اقای مهندس دژاکام و دبیری خانم مونا روز چهارشنبه مورخ 1393,7,2 راس ساعت 15:45 دقیقه اغاز بکار نمود.

 

 

سخنان استاد:

همه‌ی ما انسان‌ها دوست داریم کاری انجام دهیم که حالمان خوش باشد. اگر به دنبال جمع کردن پول هستیم و یا به دنبال خرید ماشین آخرین‌ مدل هستیم برای این است که فکر می کنیم با تنها می توانیم به حال خوش برسیم.

اگر ما مصرف کننده مواد مخدر شدیم هم برای این بود که فکر می کردیم با مصرف مواد می توانیم به حال خوش برسیم.

در حال حاضر هم اگر می خواهیم به حال خوش برسیم باید بدانیم که کسب حال خوش اصول و قوانینی دارد .اگر حال خوش می خواهید باید از یک سری قوانین تبعیت کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط همسفر مهدوی در شنبه پنجم مهر 1393 و ساعت 7:48 قبل از ظهر |

"انتخابات نگهبانی"

روز پنج شنبه 93/07/03 انتخابات نگهبانی جلسات عمومی مسافران و همسفران در کنگره 60 نمایندگی قم برگزار شد. مسافر مهدی و مسافر مرتضی و مسافر محمد کاندیداهای نگهبانی این دوره بودند و پس از رای گیری مسافر مهدی نگهبان دور دوم جلسات عمومی کنگره 60 نمایندگی قم شدند.

+ نوشته شده توسط وبلاگ نویسان نمایندگی قم در جمعه چهارم مهر 1393 و ساعت 8:46 بعد از ظهر |

جلسه چهاردهم از دور اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی قم روزهای پنج شنبه مورخ 93/7/3 با دستور جلسه وادی اول و تاثیر آن روی من به استادی آقای محمد علیرضایی و نگهبانی آقای عباس اکبری و دبیری آقای حسن ابراهیمی راس ساعت 17 آغار به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در واقع دو دستور جلسه ی، صورت مسئله اعتیاد و وادی اول ابتدای شروع سال تحصیلی در کنگره 60 می باشد و ما باید از این دستور جلسات به بهترین شکل ممکن استفاده بنماییم.در ابتدا باید سه ضلع درمانمان یعنی جسم،روان و جهانبینی را به تعادل برسانیم و وادی ها یکی از پایه های اصلی در به تعادل رساندن این مثلث می باشد.نظمی که در چیدمان این وادی ها به چشم می خورد بسیار جالب و قابل تأمل است.در وادی اول با تفکر ساختارها آغاز می گردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود.ساختار کنگره چه اتفاقی در درونش افتاد،آقای مهندس چندین سال درگیر مواد مخدر و اعتیاد بودند و بارها اقدام به ترک کردند و با شکست مواجه شدند و بالاخره با آزمایش روش دی اس تی یا تدریجی به درمان رسیدند.در ابتدا به مصرف کننده موادمخدر به چشم یک بیمار نگاه نمی کردند بلکه به چشم یک مجرم او را می دیدند.آقای مهندس در آغاز کار کنگره با مشکلات و کاستی های زیادی مواجه بودند،نه مکان خاصی وجود داشت  و نه بودجه کافی و از همه مهمتر رشته تحصیلی آقای مهندس درمان اعتیاد نبود و به این خاطر ایشان همیشه زیر ذره بین بودند و از همه جهت تحت فشار بودند و در این شرایط آقای مهندس شروع به نوشتن کتاب خود(عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر)کردند و با ثبت و انتشار این کتاب آرام آرام کارها رو به جلو پیش رفت.زمانی که آقای مهندس می خواستند کنگره 60 را تاسیس یا گسترش بدهند همیشه روی دو موضوع بسیار تاکید داشتند 1-کنگره 60 باید به شهرها و یا حتی به کشورهای دیگر برود 2-کنگره 60 باید توسط اعضای خودش اداره بشود.اگر آقای مهندس از ابتذا فقط به فکر خود بود،آیا الان در جای دیگر نمایندگی داشتیم ما باید ار این سخت کوشی و تلاشهای خستگی ناپذیر آقای مهندس درسهای زیادی بگیریم.برای مثال وقتی ما متوجه مشکلات و سختی ها می شویم که اداره یک لژیون را به عهده بگیریم.اگر من راهنما به مسافری می گویم باید سی دی گوش بدهی یا ورزش بکنی یا در کنگره خدمت بکنی و اگر مسافر این کارها را انجام بدهد شاید ذره ای از سختی ها و مشقتهایی را که آقای مهندس طی این چندین سال متحمل شده اند را درک بکند.

اگر ما قصد تطابق با وادی اول را داشته باشیم اول باید فکر کنیم کجا قرار داریم و به کجا می خواهیم برویم.اگر من در ابتدای سفرم بخواهم یک نقشه عظیم ترسیم بکنم و تمام مشکلاتم را یکباره حل کنم باید بدانم این کار شدنی نیست کما اینکه ما بارها قبل از ورود به کنگره این قصد را داشتیم.یک نکته مهم دیگر این است که ما باید با تفکر و به آرامی مشکلات خود را حل کنیم تا بهتر به نتیجه برسیم.آقای مهندس دیروز حرفهای قشنگی می زدند:اگر ما بخواهیم به حال خوش برسیم باید قوانین کنگره را رعایت کنیم و از ابتدا و از وادی اول این کار را باید بکنیم،آقای مهندس گفتند:وادی اول بیشترین کمک را به من کرده است.وادی اول در دو صفحه و کمترین حجم بیشترین بار آموزشی را به همراه دارد.امیدوارم با اجرای وادی ها و کاربردی کردن آنها در زندگیمان به اهداف مورد نظر خود برسیم.

+ نوشته شده توسط حسن در جمعه چهارم مهر 1393 و ساعت 0:17 قبل از ظهر |


 آقای : حیدر ، نام راهنما : آقای محمد ، آنتی ایکس : تریاک ، مدت سفر : 18 ماه و 18 روز ، داروی درمان :  OT،


روزچهارشنبه  93/07/02  مسافر حیدر از لژیون آقای محمد علیرضایی گل رهایی را از دستان پرتوان آقای مهندس دریافت نمودند.این رهایی پر شگون را به مسافر احمد و راهنمای گرانقدرشان آقای محمد علیرضایی و تمامی اعضای کنگره 60 تبریک و شادباش می گوییم.

 

+ نوشته شده توسط همسفر مهدوی در پنجشنبه سوم مهر 1393 و ساعت 9:44 قبل از ظهر |

لژیون ویلیام وایت روزسه شنبه مورخ 93/07/01 با استادی آقای احمد فهيمي و دبيري آقاي ابوالفضل يزديان با دستور جلسه صورت مسئله اعتياد راس ساعت 16آغاز به كار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در مورد مصرف سيگار و طريقه درمان سيگار دنيا علم لازم را ندارد. براي همه سوال است كه چرا يك نفر سيگار مصرف مي كند و نمي تواند به روشهاي مختلف درمان شود. مصرف سيگار هم در سه ضلع جسم – روان – جهان بيني تاثير مي گذارد و سيستم ايكس را دچار اختلال مي كند. وقتي سيگار مصرف نمي كردم بي حوصله بودم و يا بايد قبل از خواب سيگار مصرف مي كردم و اين دلايل نشان دهند اين است كه در سيستم ايكس من اختلال ايجاد شده بود و سيستم ايكس بدن از تعادل خارج شده بود. جهان بيني با مصرف سيگار دچار اختلال شده و جهان را از زاويه سيگار مي ديدم و دنيا بدون مصرف سيگار زيبا نبود. طبيعت با مصرف سيگار زيبا بود. قبل و بعد از استخر سيگار مصرف مي كردم و لحظه ، لحظه زندگي من با سيگار عجين شده بود. هنگام رانندگي سيگار مصرف مي كردم برايم آرزو شده بود حداقل اتوبان قم تا تهران را سيگار مصرف نكنم. اگر قرار بود مادرم همراهم باشد به دلايل مختلف كاري مي كردم كه با من نيايد تا من بتوانم راحت تر سيگار مصرف كنم. من هميشه به دنبال راه درمان بودم و چند بار اقدام كردم اما موفق نبودم فقط يكبار توانستم به مدت شش ماه سيگار نكشم ولي دوباره شروع كردم. مادرم خيلي دوست داشت سيگار نكشم و از موضوع ناراحت بود. چرا من بعد از شش ماه رفتم دوباره سيگار مصرف كردم چون با صورت مسئله اعتياد آشنا نبودم . صورت مسئله اعتياد ، صورت مسئله اي است كه خيلي از جوابهاي ذهن من را جواب داد. همه انسانها مي توانند سوالات خود را با صورت مسئله اعتياد جواب بدهند و روش DST پاسخ خيلي از سوالها را ميدهد.

+ نوشته شده توسط ابوالفضل در چهارشنبه دوم مهر 1393 و ساعت 7:34 قبل از ظهر |

جلسه دوم از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی قم روزهای سه شنبه مورخ 93/7/1 با دستورجلسه "صورت مسئله اعتیاد" با استادی آقای مهران مهدوی و نگهبانی آقای مجتبی حائری و دبیری آقای حمید موحدی راس ساعت 17 آغازبه کارنمود.

 خلاصه سخنان استاد:

درابتدای سخنم آغازسال تحصیلی جدید را در کنگره 60 و شروع مجدد دستورجلسات و وادی هارا تبریک می گویم ،این بهترین فرصت برای من مسافر است تا بتوانم از ابتدا همه مبحث ها و دستورجلسات را باحوصله بیشتر مرور کنم و درسهای عقب مانده ام راکامل بخوانم.دستورجلسه این هفته یکی ازمهمترین دستورجلسات کنگره 60 می باشد،درتمام دنیا مهمترین مشکل در درمان اعتیاد خود مسئله اعتیاد است.اکثر ما قبل از ورود به کنگره هیچ گونه آشنایی با واژه درمان اعتیاد نداشتیم و همیشه به دنبال ترک اعتیاد بودیم و روشهای بسیاری مانندسقوط آزاد،شبه سقوط آزاد،دارویی،ابوالفضل درمانی و...را امتحان کرده بودیم .اکثر ما اراده بیشتر از چند ماه برای ترک را نداشتیم .کنگره 60  یک مثلث درمان دارد که از سه ضلع جسم ،روان،جهانبینی تشکیل شده است .صورت مسئله اعتیاد می گوید موادمخدر در سه قسمت تخریب ایجاد می کند،در قسمت جسم،جسم را از تعادل خارج می کند.درقسمت روان یا صورپنهان حالاتی به فرد دست می دهد مثل افسردگی ،گوشه گیری و...درقسمت جهانبینی،تفکرات و دیدگاههای فرد تغییر می کند و فرد قادر به فکرکردن و تصمیم گرفتن و انجام کارهای خودش نیست .درصورت مسئله اعتیاد بیان شده که در اثر مصرف مواد مخدر بیرونی مواد شبه افیونی داخل بدن کم کم از کار می افتد و مواد بیرونی جایگزین آن می شود .تنها راه درمان آن ترمیم سیستم ایکس بدن می باشد و برای درمان آن حداقل نیاز به 10ماه درمان دارد به همراه مصرف شربت ot.پس ازاین دوره درمان حدود 90 درصدجسم فرد مصرف کننده به تعادل می رسد.در اثر تعادل جسم و نیز در اثر آموزش و تلاش فرد(خدمت کردن و...)روان، و به موازات آن با افزایش آگاهی،جهانبینی فرد نیز به تعادل می رسد.  

+ نوشته شده توسط وبلاگ نویسان نمایندگی قم در سه شنبه یکم مهر 1393 و ساعت 11:47 بعد از ظهر |

جلسه دوم از دور دهم کار گاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی قم  روز یکشنبه مورخ 93/06/30 با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد "با استادی آقای مهدی پور بکر و نگهبانی آقای اسماعیل یوسفی و دبیری آقای امیر درستکار راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

استاد فرمودند: آقای مهندس در سال 1378 در سمیناری این صورت مسئله را بیان کرد و در سال 1376 مهندس خود این مقوله را تجربه کرده بودند و باروش تدریجی به درمان رسیده بودند و هیچ نقصی نداشت و روش سقوط آزاد و سم زدایی را مهندس ردمی کنند. انسان دو بخش دارد صور آشکار که عکس العملهای آشکار دارد : مثل درد بدن،پرش پا،و... و بخش دیگر صور پنهان که همان نا متعادل بون و بی خوابی،افسردگی از اجزای صور پنهان انسان است و نشناختن اینها باعث برگشت دوباره میشود. 12 ماده افیونی در بدن تولید میشود که برای احیای سیستم ایکس 11 ماه زمان لازم است. 

من خودم از برگشتی های ترک مواد هستم چون صورت مسئله اعتیاد را نمیدانستم . مثلث درمانی که مهندس دژاکام بیان نمودند جسم ، روان و جهانبینی میباشد.در کنگره 11ماه برای درمان جسم ما وقت و زمان تعیین شده است که در پله های 21 روزه ای که مواد تیپر میشود در مقابل مواد طبیعی بدن احیا میشود و سیستم x بازسازی میشود. من تنها جایی که دیدم برگشت وجود ندارد همین کنگره میباشد. در صورتی که فرد خواسته ی قوی داشته باشد ، بجز درمان خدمتگزار خوبی هم در کنگره خواهد شد. من زمانی به حال خوش میرسم که خواسته قوی داشته باشم .درکتاب 60 درجه زیر صفر و چها مقاله به خوبی تشریح شده است مواد مخدر سم ندارد که بخواهیم سم زدایی کنیم و من مسافرانی در کنگره دیدم که چهره آنها به خوبی نشان از گوش به فرمان بودن آنها و اجرای صحیح وظایف از طرف مسافران میباشد.

+ نوشته شده توسط سهراب در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 و ساعت 8:19 قبل از ظهر |

 

سلام دوستان زهرا هستم همسفر احمد

خیلی خوشحالم در کنگره حضور دارم احساس می کنم درهای رحمت خداوند به رویم گشوده شده،معنویاتی که داشت در اثر فشار روانی ناشی از زندگی با یک مصرف کننده، درمن کمرنگ می شد دوباره ظاهر شد.قبل از ورود به کنگره با خودم می گفتم این همه صبر کردم ،کوتاه آمدم فایده ای نداشت تازه حال احمد بدتر شد و روز به روز آلوده تر...

تصمیم داشتم جلوش وایسم،داد بزنم، دعوا کنم،تهدیدش کنم و زنگ بزنم بیان ببرنش،دیگه خسته شده بودم.ولی وقتی به کنگره آمدم آموختم باید صبر کنم نه تحمل.صبر کنم با امید به خدا و توکل به او،نتیجه می گیرم.الان دیگر نگران نیستم و دریچه ای از امید جلوی چشمامه. دیگه احمد را بعنوان یک جنایتکار  و بی اراده نمی بینم،حالا دیدم عوض شده ،احمد را به چشم یک مریض می بینم که می خواد به درمان برسه ولی می ترسه و از تغییر کردن وحشت داره ولی به من و بچه ها احتیاج داره.من و دخترم به کنگره می آییم تا با تغییر در خودمان خالصانه به او عشق بورزیم.باید به این باور برسه که ما هنوز دوستش داریم. اگر بخواد ما همه جوره بهش کمک می کنیم البته با عشق و امید و بدون هیچ چشمداشتی...

من آرامش و امید را در فضای مقدس و معنوی کنگره به دست آوردم،مطمئنم که خدا هوام را داره. از آقای مهندس و خانم آرزو کمک راهنمای عزیزم متشکرم که راه درست زندگی کردن را به من آموختتند .روزهای خوب خواهند آمد و امیدوارم روزی مسافر من هم به کنگره بیاید.

همسفر زهرا از لژیون خانم خلجی

+ نوشته شده توسط همسفر بصیری در یکشنبه سی ام شهریور 1393 و ساعت 12:11 بعد از ظهر |

جلسه پنجم از دور دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران نمایندگی قم روز شنبه مورخ 93/06/29 با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" با استادی همسفر منصوره و نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر الهام  راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

علم پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد ،اولین گام برای جواب دادن به هر سوال یا مسئله فهمیدن و درک درست از صورت مسئله آن می باشد و گام بعدی استفاده از فرمول و راه حل مناسب است. دلیل اینکه درمان اعتیاد به یک معضل تبدیل شد این بود که صورت مسئله مشخص نبود و هزاران سوال در ذهن افراد بود که بی پاسخ بودند.آقای مهندس تمام این سوالات را حذف و در قالب یک سوال مطرح نمودند: چرا فرد مصرف کننده بعد از قطع مواد به زندگی عادی بر نمی گردد؟ برای جواب به سوال باید بدانیم این مواد کدام قسمت را تحت تاثیر قرار داده اند و اختلال ایجاد کرده است؟اعتیاد در سه قسمت جسم ،روان ،جهان بینی اختلال ایجاد می کند.

بدن از نظر فیزیولوژی دچار اختلال می شود :مصرف مواد باعث می شود مواد شبه افیونی بدن  به صورت طبیعی تولید نشود و مخدر بیرونی جایگزین مخدر درونی شود.از نظر روانی هم فرد شنیه بیمار روانی می شود ولی بیمار روانی نیست و دچار افسردگی،گوشه گیری و... می شود.از نظر جهان بینی تفکر و دیدگاه شخص به زندگی در جهت منفی دچار تحول می شود ،امید به زندگی ندارد و قادر به تصمیم گیری نیست. وقتی مخدر بیرونی به صورت تدریجی کم می شود،مخدر درونی کم کم روی کار می آید و مسئولیت خود را از سر می گیرد و پس از 11 ماه سفر شخص تمام می شود.جسم او به تعادل می رسد و بعد با آموزش،روان و جهان بینی او به تعادل می رسد.

+ نوشته شده توسط همسفر مهدوی در یکشنبه سی ام شهریور 1393 و ساعت 3:9 قبل از ظهر |

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

بازی اندروید