در روز دوشنبه مورخه 92/2/9 دهمین جلسه از دور اول کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی قم روزهای دوشنبه با استادی آقای علی خدامی ، نگهبانی آقای مهدی حیدری و دبیری آقای بهروز قلی زاده با دستور جلسه هفته راهنما راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

از خداوند تشکر میکنم و سپاسگذارم که به بنده این توفیق و سعادت را داده تا امروز در خدمت شما عزیزان در نمایندگی قم باشم. طبق پیام آقای مهندس که برای هفته راهنما داده اند، تکثیر و زالد و ولد انسانها و حیوانات کار بسیار راحتی است، کاری که به مراتب دشوار و سخت است، تکثیر دانایی است، و این در کنگره یعنی تکثیر شعب و تکثیر کمک راهنماها، من به شما عزیزان تبریک میگویم که این سعادت نصیبتان شده و یک نمایندگی در شهرتان تاسیس شده و خدمتگزاران خوبی در این نمایندگی مشغول به کار هستند. در کنگره یکی از مسائلی که به ما آموزش داده میشود شکر گذاری و تشکر است، برای هر دسته از خدمتگزاران کنگره، یک هفته یایک روز در نظر گرفته شده تا همه دوستان به پاس خدمت این عزیزان، از ایشان تشکر و سپاسگذاری کنند، مثل هفته مرزبان و ایجنت، یا هفته همسفران، این هفته هم در تمامی شعب کنگره 60 هفته تجلیل از مقام راهنمایان و کمک راهنمایان برگزار میگردد، چون مسئله شکر گذاری مسئله بسیار مهمی است، ما تا زمانی که شکر گذاری از مخلوقین را نیاموزیم، شکر خداوند را نمیتوانیم به جا بیاوریم، وقتی به درگاه خداوند دعا میکنیم و از خداوند خواسته ای را طلب میکنیم، نعوذبالله، او خودش که به زمین نمیاید که خواسته ما را برآورده کند، بلکه به وسیله انسانهای درستکار و صالحین این کار را انجام میدهد، پس ما هم باید در ابتدا از این انسانها تشکر کنیم و شکر گذار کمک شان باشیم تا در مراحل بعدی بتوانیم شکرگذار خداوند باشیم و او نیز شکر گذاری ما را بپذیرد. شعر معروفی است که میگوید: 

شکر نعمت، نعمتت افزون کند                                    کفر، نعمت از کفت بیرون کند

این شعر مصداق همین مسئله است، و به ما میگوید که با شکرگذاری از خداوند  باعث میشود ما هر روز نعمات بزرگتر و بهتری را تجربه کنیم، زندگی افراد سپاسگذار با افراد ناسپاس خیلی فرق میکند.پس ما باید یاد بگیریم که از پدر و مادر، خانواده، جامعه و بقیه افراد شکرگذاری کنیم.ما نباید یک طرفه به قضایا نگاه کنیم و بگوییم که خانواده و جامعه برای ما چه کار کرده اند؟ ؛ یک بار هم بپرسیم که من برای خانواده و جامعه چه کار کرده ام؛ درمان در کنگره تلاش و کوشش فراوانی میخواهد کسی که در این راه درمان میشود و پس از آن با دشواری و سختی زیاد کلیه آموزش های کنگره را فرا میگیرد و دانش خود را بالا میبرد و در آزمون های جهانبینی و فنی قبول میشود به درجه کمک راهنمایی رسیده و میتواند به دیگران در راه رسیدن به درمان اعتیاد کمک کند، برای تشکر از زحمات و کمک هایی که به ما میکنند بایستی از راهنمایان تشکر کنیم، طبق دستور و فرمان آقای مهندس بر همه ما فرض و واجب است که از راهنمایمان تقدیر و تشکر کنیم، نفس عمل بسیار مهم است، واگرنه راهنمایی که انقدر هزینه میکند و بدون هیچ چشمداشتی کیلومترها مسیر را طی کرده و از زمان و انرژی و مادیات میگذرد و در این راه هزینه میکند، احتیاجی به پول و مادیات ندارد، هرچند که میدانیم مادیات هم در جای خود بسیار مهم و تاثیر گذار است،ولی در واقع راهنما به این مسائل چشمداشتی ندارد ولی نفس این عمل و شکر گذاری از راهنما امر بسیار مهم و ارزشمندی است و همه ما باید این کار را انجام دهیم و اگر از نظر مالی توان هدیه دادن نداریم حداقل یک یادداشت در داخل پاکت قرار داده و از زحمات راهنما تشکر کنیم.

پس از پایان سخنان استاد عزیز و در ادامه جلسه از کمک راهنمایان مسافر و همسفر نمایندگی قم تقدیر به عمل آمد و هدایای آقای مهندس توسط دیده بان محترم تحقیقات، آقای علی خدامی به این 4 عزیز تقدیم شد، کمک راهنمای بخش همسفران نمایندگی خانم خلجی و کمک راهنمایان مسافرین، آقاین عباس آقایی، اکبر علیرضایی و حسین شعبانی می باشند،این عزیزان هم از راهنمای خودشان آقای خدامی تقدیر کردند، و از طرف مسافران و مسئولین نمایندگی قم یک لوحی تهیه شده بود که تقدیم آقای خدامی گردید.

در ادامه و در مشارکت ها یکی از مسافرین نمایندگی مسافر سعید رضایی از رهجویان آقای عباس آقایی شعری را آماده کرده بودند که در ذیل برایتان می آورم: 

کـــنگره خورشیدِ بی گرد و غبار                  دارد او آیینه های بی شمار

هریک از آیینه ها، یک چشمه نور                 میرسانند، نور را جاهای دور


همسفر صبا، همسرِ مسافر سعید نیز شعر دیگری را آماده کرده بودند که خواندن آن هم خالی از لطف نیست و زمانی که ایشان در نمایندگی این شعر را قرائت کردند تمام دوستان از شنیدن این اشعار لذت برده و انرژی بسیار گرفتند.




























شعری که همسفر صبا از نمایندگی قم برای این جشن آماده کرده بودند:


شایـد که از روز حبــــوط آدم و حـــوا
من خویشتن را گم کرده ام، آنجا
دهها هزاران سال دنبال خودم گشتم
شایـد بیــابم خویشتن خــــود را
هر بار این زنـدگی، همچون ســـرابی بود
دانسته هایم، یک به یک تصویر خوابی بود
من بــــودم و تاریکـی و نفـــــرت
کـــوری، کری، نادانی و نکبــــت
این گونه در اعماق تاریکی فرو رفتم
راههای نور و روشنی را بر خودم بستم
حالا که امداد خداوندی
با دست سبز کنگره آمد
حالا که قطره قطره های نور
بر جان خشکم می دمد باشور
می نوشم از این حوض نورانی
لب ریزم از یک عشق رحمانی
هر پاسخش دنیایی از شور است
آموزشش جریانی از نور است
اینجا امــید و رستگاری هست، پیدا
اینجا شروع و انتهایش هست، یکجا
یعنی به محض آمدن گویی رسیدم
هرلحظه در آرامش و عشق و امیدم
دارد مسیر بی نظیر و نقشه ی راه
منزل به منزل می برد ما را به همراه
اینجا حریم امن، فردوس برین است
یک پلکان آسمانی بر زمین است
اینجا درخت 60 پربار است و زیبا
نور جهان بینی چراغ راه فردا
راه من از روی زمین تا لامکان است
وادی یک تا چهارده آن پلکان است
در طول راه کنگره یک دیده بان است
کارش هدایت کردن ما، رهروان است
بنیان و قلب کنگره باشد، دژاکام
نامش بماند در کتاب ثبت ایام
پرداخته، این قلعه را از جنس انوار
ما را حفاظت می کند، از دست اشرار
او مرده را احیا کند، مثل مسیحا
یا راه ما را می گشاید مثل موسی
ما را دوباره باز میگیرد ز شیطان
جان را دوباره وصل می سازد به جانان
آخر گدا را می کند شاه و سلیمان
روشن ز نور و رحمتِ دادارِ منان
باشد که ما هم در کنارش راه پوییم
گفتار و کردار درست را بازجوییم
آری، خدایا در پناه خویش دارش
با نور و مهر خود ببر سختی ز کارش


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 توسط وبلاگ نویسان نمایندگی قم




تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : كنگره60نمايندگي قم(مسافر حسين)
قالب وبلاگ